|
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه در روايات، براى ظهور امام زمانعليه السلام نه تنها وقت خاصى تعيين نشده بلكه از تعيين كردن وقت براى آن منع شده است. ولى در عين حال براى آن علائم و نشانههايى ذكر شده كه مردم مىتوانند از طريق آن علامتها، نزديكى وقت ظهور را تشخيص دهند. اين نشانه ها به چند قسم تقسيم مىشوند: علائم حتمى و غير حتمى، علائم سال ظهور و علائم سالهاى دورتر، علائم اجتماعى و اخلاقى و طبيعى و... از ميان مجموعه رواياتى كه از حضرت علىعليه السلام در اين باره نقل شده است به ذكر دو مورد اكتفا مىشود: - ...عن ابى رومان، عن علىعليه السلام قال: اِذا نادى منادٍ من السماء، ان الحقّ فى آل محمّدٍ فعند ذلك يظهر المهدىُّ على أَفواهِ النّاس، و يشربون ذكره فلا يكون لهم ذكرٌ غيرُهُ.( منتخب الاثر، ص 163و 443 ملاحم ابن طاووس، ص 129ح .136 ) ابى رومان از على بن ابيطالبعليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمودند: وقتى كه منادى از آسمان ندا دهد كه به تحقيق حق با آل محمدصلى الله عليه و آله است. در اين ايام نام حضرت مهدىعليه السلام بر سر زبانها مىافتد و جهان مالامال از نام آن حضرت مىشود به گونهاى كه از غير او ذكرى به ميان نمىآيد. - عن الصادقعليه السلام عن آبائهعليهم السّلام ان عليّاعليه السلام قال: اذا وَقَعَت النارُ فى حجازكم و جرى الماء فى نجفكم فَتَوَقَّعوا ظُهورَ قائِمكُمْ.(( اثباة الهداة، ج 3ص )) .578 امام صادقعليه السلام از پدران بزرگوارشعليهم السّلام و آنها از علىبن ابيطالبعليه السلام روايت مىكنند كه آن حضرت فرمودند: آنگاه كه آتش در حجاز شعله ور شود و سيل در نجف جارى گردد منتظر ظهور قائمعليه السلام باشيد. التماس دعا صلوات فراموش نشه
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 10:35  توسط سید احمد حسینی
|
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه همانطور كه پيش از اين اشاره شد در دوره غيبت امام زمانعليه السلام مشكلات و پيشامدهاى سختى بوقوع مىپيوندد به گونهاى كه اعتقادات بسيارى از مردم در نتيجه اين امور متزلزل مىشود. جهت جلوگيرى از دچار شدن به اين قبيل خطرات، هشدارهاى زيادى توأم با روشنگريهاى لازم در رهنمودهاى اهلبيت عليهم السّلام داده شده است كه به دو نمونه از آنچه در اين زمينه در مجموعه روايات على بن ابيطالبعليه السلام وارد شده است اشاره مىگردد. - عن محمد بن مسلم عن ابى عبداللَّهعليه السلام قال: ...قال علىعليه السلام : ...انتظروا الفرج و لا تيأسوا من روح اللَّه، فانّ احبَّ الاعمال الى اللَّه عزّوجلّ انتظار الفرج... و المنتظر لأمرنا كالمُتَشَحِّطِ بدمه فى سبيل اللَّه. (الخصال، ج 2ص 740حديث اربعمأة، ط انتشارات علميه اسلاميه) محمد بن مسلم از امام صادقعليه السلام نقل مىكند كه آن حضرت از پدران بزرگوارش و آنها از علىعليه السلام روايت كردند كه علىبن ابيطالبعليه السلام فرمودند: منتظر فرج [امام زمانعليه السلام] باشيد و از عنايت و توجهات خداوند نااميد نشويد. همانا محبوبترين كارها در نزد خداوند عزّوجلّ انتظار فرج [امام زمانعليه السلام ] است. آنگاه در ادامه بيان فضيلت انتظار فرمودند: كسى كه منتظر امر ما (فرج امام زمانعليه السلام ) باشد، مانند رزمندهاى است كه در راه خداوند به خون خود آغشته شده باشد (اجر و پاداش شهيد را دارد). - قال زيدبن صوحان العبدى: يا اميرالمؤمنين! أى الاعمال احبّ الى اللّه عزّوجلّ؟ قالعليه السلام : انتظار الفرج من اعظم الفرج.( بحار الانوار، ج 52ص 122 ) زيدبن صوحان عبدى گفت: يا اميرالمؤمنين! كداميك از اعمال در نزد پروردگار عالم محبوبتر است؟ حضرت فرمودند: انتظار فرج. التماس دعا صلوات فراموش نشه
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 8:11  توسط سید احمد حسینی
|
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 16:21  توسط سید احمد حسینی
|
السلام علیک یا اباصالح المهدی ادرکنی آیه ۵ سوره قصص تاویل " الذین " آل محمد هستند که بوسیله امام زمان (عج) پیشوایان و وارثان زمین میگردند آیه ۱۰ سوره عنکبوت تاویل " نصر من ربک" امام زمان (عج) است التماس دعا صلوات فراموش نشه
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 8:13  توسط سید احمد حسینی
|
السلام عليكم يا اهل بيت النبوه گفتند در حرم سیدالشهدا(ع) شیخی را دیدند که نزدیک سید جلیلی نشسته بود و او درباره ظهور امام زمان (عج) سخن ميگفت شيخ هم با ذهن خالي و بدون توجه گفت : بعضي منكر هستند! ايشان فرمودند : بله بخدا قسم خواهد آمد و از آنها انتقام خواهد گرفت. شيخ گفت آيا من ظهورش را درك ميكنم؟ رگهاي سيد سرخ شد و گفت : (ان عيشك الله) يعني اگر خدا عمرت بدهد . اينكه در زمان غيبت به خواندن دعاي (اللهم عرفني نفسك ...) سفارش شده است ظاهرا سري دارد. همچنين سفارش شده است كه اين دعا نيز خوانده شود :(يا الله يا رحمان يارحيم يا مقلب القلوب ثبت قلبي علي دينك) يعني اي خدا اي رحمت عام اي مهربان اي زير و رو كننده دلها دلم را بر دينت استوار بدار. التماس دعا صلوات فراموش نشه
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 9:7  توسط سید احمد حسینی
|
«ابن لهیعه» از «ابوالاسود محمد بن عبدالرحمن » روایت کند که گفت :«راس الجالوت» - بزرگ یهودان - مرا ملاقات کرد و گفت : به خدا سوگند،بین من و حضرت داوود ع هفتاد پدر فاصله است ، ولی هر وقت یهودیان به من میرسند مرا احترام می کنند، من میان فرزند پیغمبر شما و پیغمبر یک پدر بیشتر فاصله نمی بینم که شما فرزندش را کشتید! و از امام زین العابدین ع روایت شده که فرمود : «وقتی سر مبارک حسین ع را نزد یزید آوردند ، برای او مجلس شرابی ترتیب داده و سر مطهر را در برابر او گذاشته بودند. روزی سفیر پادشاه روم در مجلس یزید حضور داشت - و از اشراف و بزرگان روم بود - گفت : ای پادشاه عرب ! این سر کیست؟ یزید به او گفت : برای چه این سئوال را می کنی؟ گفت : زیرا وقتی به روم بازگردم ،از من درباره آنچه که دیده ام سئوال کنند ، باید علت این شادی و سرور را بدانم که با قیصر روم در میان گذارم تا با شادی و سرور تو شریک شود! یزید ملعون گفت : این سر حسین پسر علی بن ابی طالب است . مرد رومی گفت : مادرش کیست ؟ گفت : فاطمه دختر رسول خدا . نصرانی گفت : اُف بر تو و دین (دینداری) تو ! دین من بهتر از دین تو است ! زیرا پدر من از نواده های داوود پیامبر ص است و میان من و داوود پدران بسیاری قرار گرفته اند ، اما نصارا مرا احترام کنند و از خاک قدم من نیز برای تبرک بر میگیرند،با این که من از نواده های داوود هستم . شما پسر دختر پیامبرتان را میکشید،درحالی که بین او و پیامبرتان جز یک مادر فاصله ای نیست ،پس این چه دینی است که شما دارید! سپس به یزید گفت :آیا داستان کلیسای حافر (سُم خر ) را شنیده ای؟ یزید گفت : بگو تا بشنویم . گفت : میان «عمان » و «چین» دریایی است که مسیر و مسافت آن به اندازه یک سال راه است ، و در آن دریا ، عمران و آبادی جز یک شهر که در وسط آب است وجود ندارد ، و طول آن هشتاد فرسخ در هشتاد فرسخ است و در روی زمین شهری بزرگتر از آن نیست ،و از آنجا کافور و یاقوت می آورند . درختان آن عود و عنبر است ،و هم اکنون در دست نصارا می باشد . هیچ یک از پادشاهان را به جز نصارا مالکیت و اختیاری در آنجا نیست . در این شهر کلیسا و معبد زیادی است که بزرگتر از همه آنها کلیسای حافر است ،و در محراب آن حقه ای از طلا آویخته است و در آن سُمی قرار دارد که می گویند: آن سُم خری است که عیسی بن مریم بر آن سوار میشده است ،و اطراف این حقه را با حریر و دیبا زینت نموده اند و هر سال از عالم مسیحیت جمعیت زیادی به زیارت و طواف این کلیسا آمده و آن را می بوسند ،و حاجات خود را از خداوند می خواهند. این رفتار مسیحیان نسبت به سُم خری است که گمان می بردند سُم درازگوش پیامبرشان عیسی ع است ،ولی شما پسر دختر پیامبر خود را می کشید! خدا برکت را از میان شما و دینتان بردارد! یزید گفت : این نصرانی را بکشید تا مرا در شهر و کشور خود رسوا نکند! وقتی نصرانی احساس کرد که کشته خواهد شد ،گفت : تو می خواهی مرا بکشی!؟ یزید گفت : آری. نصرانی گفت : پس بدان که من شب گذشته پیامبرتان را در خواب دیدم ،به من فرمود : ای نصرانی! تو از اهل بهشتی ! من از سخن او تعجب کردم ،و اکنون گواهی می دهم که هیچ خدایی جز خدای یکتا نیست و این که محمد فرستاده خدا است . آنگاه مرد نصرانی از جا جست و سر مبارک را برداشت و به سینه خود چسبانید و او را می بوسید و می گریست تا به درجه رفیع شهادت نایل شد.
+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 22:1  توسط علیرضا امامی
|
|
|