تبليغاتX
عاشقان امام زمان عج
با توجه بخوانیم...

سخنان حضرت علی (ع) در مورد دنیا

بعد از حمد و ثناى پروردگار و درود بر محمّد و آلش، من شما را از دنيا برحذر مى‏دارم
چرا كه ظاهرى شيرين و با طراوت دارد.
دنيا با شهوات پوشيده شده
و با نعمتهاى زودگذر خود با مردم دوستى مى‏كند.
متاع اندكش را زيبا جلوه مى‏دهد
و با لباس آرزوها خود را مى‏آرايد
و با چيزهاى فريبنده خود را آرايش مى‏نمايد.
دنيا شاديش ناپايدار است،
و از اندوهش ايمنى نيست،
فريبنده‏اى است مردم آزار،
تغيير دهنده حالات است و فانى
و تباه و نابود مى‏گردد.
زياد مى‏كشد و زياد غافلگير مى‏كند.
دنيا بيش از آن نيست كه وقتى آرزومندانش به نهايت آرزوى خويش رسيدند
نمونه اين آيه شوند كه خداوند سبحان فرموده:
«دنيا همچون آبى است كه از آسمان فرو فرستاديم و با گياهان زمين آميخته شد و بعد گياه خشكى گرديد
كه باد آن را از اين سو به آن سو پراكنده ساخت
و خداوند بر همه چيز قادر و تواناست.»
هيچكس از نعمتهاى دنيا در شادى و سرور نبوده مگر آنكه به دنبال آن اندوهى گريه‏آور برايش پيش آمده است.
و هيچگاه روى خوش به كسى نشان نداده
جز آنكه در پى آن سختى و گرفتارى به او داده است.
دنيا باران راحتى و آسايش بر كسى نباريد
مگر آنكه رگبار بلا بر او نازل كرد.
حال دنيا اين گونه است كه در صبحگاه يار انسان و در شامگاه بيگانه است
و اگر از طرفى گوارا و شيرين است از طرف ديگر ناگوار و تلخ است.
كسى از نعمت دنيا بهره‏اى نبرد
جز آنكه از مصيبت‏هاى آن نيز رنج برد.
و هيچكس در پر آسايش، شب را سپرى نكرد
مگر اين كه بامداد گرفتار خوف‏ و ترس گرديد.
سخت فريبنده‏اى است و فريباست.
هر چه در دنيا مى‏باشد. فانى شدنى و هر كه در آن است از بين رفتنى است.
تنها چيزى كه در دنيا خير و صلاح انسان را تأمين مى‏كند توشه تقوى است.
هر كس از دنيا كمتر استفاده كند عوامل ايمنى او بيشتر است
و هر كس استفاده بيشترى از دنيا كند عوامل هلاكت و نابودى او بيشتر خواهد شد.
چه بسا كسى كه به دنيا اعتماد كرد ولى ناگهان گرفتار تلخى مصيبت‏هايش نمود.
و چه بسا كسى كه به دنيا اطمينان نمود ولى او را در خاك و خونش كشيد.
و چه افراد پرقدرت كه دنيا آنها را شكست و بى‏ارزش نمود.
و چه بسا اشخاصى كه داراى افتخار و خودخواهى هستند و دنيا آنها را ذليل و خوار مى‏گرداند.
رياست دنيا هر وقت در اختيار عده‏اى است
و خوشى آن همراه با كدورت است.
آب زلال آن نزد مرد دانا، شور و ناگوار است.
شيرينى آن مانند شيره درخت تلخ و بى‏مزّه است.
خوراك دنيا آلوده به سم كشنده
و وسايل آن مثل ريسمانهاى پوسيده مى‏باشد
زنده آن به سوى مرگ
و سلامت آن به سوى بيمارى مى‏رود.
سلطنت دنيا از بين رفتن
و عزيز آن زير دست شدنى است.
سرمايه‏دار دنيا گرفتار نكبت و وبال مى‏شود
و ساكن آن مالش غارت شده است.
آيا شما جايگزين آنهايى كه مرده‏اند نيستيد آنها عمرشان از شما طولانى‏تر بود
و از خود آثارى پايدارتر باقى گذاشتند
و تخم آرزو بيشتر در دل كاشتند.
جمعيتشان از شما بيشتر بود
و سپاهيان آنها فراوان‏تر بودند.
دنيا را به هر كيفيت پرستيدند و براى خود انتخاب كردند
و بعد با آن وداع نمودند
در حالى كه دست خالى و بدون
توشه و مركب سوارى بودند تا آنها را به مقصد برساند.
آيا به شما گفته‏اند كه دنيا خود را فداى آنان كرده باشد
و يا به طريقى ايشان را يارى نموده
و يا به شايستگى با آنها برخورد كرده باشد
نه اين طور نيست، سختى دنيا چنان به آنها رسيد كه پوست و گوشتشان را پاره كرد.
با سختى‏ها و رنجهاى فراوان ذليل و زبونشان ساخت
و بينى آنها را به خاك ماليد
و در زير پاى گرفتاريها پايمالشان كرد.
دنيا به حوادث روزگار كمك كرد تا بر مردم دنيا طلب فرود آيند.
شما بيگانگى دنيا را در باره كسانى كه از آن فرمان بردند و بدان اعتماد نمودند مشاهده كرديد.

آيا دنيا جز گرسنگى چيز ديگرى براى آنها به ارمغان آورد
و آيا جز در تنگى و فشار، در جاى ديگرى آنها را قرار داد.
و آيا غير از تاريكى نورى به ايشان داد
و آيا جز ندامت در دنيا طلبى وجود دارد.
آيا دنيايى با اين اوصاف و حالات را انتخاب مى‏كنيد و بدان اطمينان و آرامش پيدا مى‏كنيد
و براى به چنگ آوردن آن حريص هستيد
دنيا براى كسى كه به آن سوء ظن نداشته باشد و در آن خود را از بيم وى ايمن شمارد، بدخانه‏اى است.
پس بدانيد و شما خوب مى‏دانيد
كه دنيا را ترك خواهيد كرد و از آن كوچ خواهيد نمود.
از آنها پند بگيريد كه مى‏گفتند: آيا كسى از ما قوى‏تر وجود دارد
آنها را به دوش گرفتند و به گورها بردند بى‏آنكه سوارشان خوانند (زيرا با اراده خود نرفتند)
و مهمانشان ندانند. (زيرا از آنها پذيرايى نمى‏شود)
از زمين برايشان قبرها ساختند
و از خاك كفنها
و از استخوانهاى پوسيده، همسايه براى ايشان قرار دادند.
آنها با هم همسايگانى هستند كه اگر كسى آنها را صدا بزند جواب نمى‏دهند.
قادر نيستند جلوى ظلم را بگيرند.
به ناله و شيون ديگران اهميّتى نمى‏دهند.
اگر باران بر آنها ببارد خوشحال نمى‏شوند
و اگر نبارد نااميد نمى‏گردند.
با هم هستند ولى تنها مى‏باشند
و در حالى كه با يكديگر همسايه‏اند از همديگر دورند.
صبورانى هستند كه كينه ندارند.
بى‏خبرانى‏اند كه حسادت در وجودشان مرده.
ديگر نه از آنها بيم آزارى هست 1
و نه اميد يارى وجود دارد.
در دل خاك خفتند.
و تنگى گور را به جاى وسعت روى زمين انتخاب كردند،
زندگى در غربت را به جاى زندگى در ميان خانواده
و زندگى در تاريكى را به زندگى در روشنايى و نور ترجيح دادند.
همان گونه كه از خاك جدا گرديدند اينك پا برهنه و عريان به آن بازگشتند.
از دنيا همراه با اعمال خويش به سوى زندگى جاودانى كوچ نمودند،
همان گونه كه پروردگار مى‏فرمايد: «همان طور كه اول آفرينش را آغاز كرديم، آن را باز مى‏گردانيم، وعده‏اى است بر ما، همانا ما اين كار را انجام خواهيم داد.»

التماس دعا...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 16:33  توسط علیرضا امامی  | 

السلام عليكم يا اهل بيت النبوه

از پیغمبر اکرم (ص) پرسیدند یا رسول الله خداوند جهان را در چند روز آفریده است ؟ فرمود بدانید که خداوند این عالم " منظومه شمسی " را در شش روز آفرید که روز یکشنبه شروع شده و روز جمعه خاتمه یافت.
روز یکشنبه آسمان و زمین را بیافرید.
روز دوشنبه آفتاب و ماه و ستارگان را خلق کرد
روز سه شنبه جانوران(موجودات زمین) و "موجودات جوی" و پرندگان را آفرید
روز چهارشنبه آبهای عالم را و دریاها را مسخر گردانید و رودها ونهرها را جاری ساخت و نباتات گوناگون از زمین رویانید و روزی جانوران و حیوانات را مقدر و قسمت هریک را معین فرمود آنگاه فرمود:
(وقدر فیها اقواتها فی اربعه ایام سواء للسائلین)
روز پنجشنبه بهشت و موجودات حافظ بهشت را آفرید
روز جمعه ملکوت اعلا را خلق فرمود و اصل و گوهر آدم و حوا و عنصر ترکیبی بنی آدم در صباح جمعه تخمیر شد.
و آنگاه به ملائکه و فرشتگان آسمانها و حیوانات و همه موجودات دستور فرمود آدم را سجده کنید - سپس تخت آدم را در بهشت بردند و اطراف بهشت گردانیدند و آن معراج حضرت آدم بود بطوری که تمام موجودات بهشت را از دیده او گذرانیدند و
روز شنبه همه جهان را آفریده بود که دیگر قصوری در عالم آفرینش وجود نداشت
ولقد خلقنا السماء والارض و ما بینهما فی سته ایام و ما مسنا من لغوب

صلوات فراموش نشود
التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 9:36  توسط سید احمد حسینی  |