|
عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست ، بلکه (حقیقت)عبادت ، زیاد در کار خدا اندیشیدن است . منبع:تحف العقول صفحه 448 کمی که فکر کنیم امام علیه اسلام کلمات سنگینی را فرموده اند ، برای مثال : زندگی برای چیست ؟ چرا باید زنگی کنیم و این همه مشکلات را تحمل کنیم ، روز شب کنیم ، شب روز کنیم ، هفته ها ، ماهها ، سالها را پشت سر گذاریم ، تا پایان زندگی ! هدف چیست !؟ قابل توجه !!! دوستان بزرگوار و سرورانمان لطف کنند در قسمت نظرات ، راجع به این موضوع ، مطالب مفیدی به صورت خلاصه ارائه دهند ، تا ما هم استفاده ببریم. برای تعجیل در ظهور آقا امام زمان - صلوات ـ
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 3:25  توسط علیرضا امامی
|
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ولادت یازدهمین اختر تابناک امامت حضرت امام حسن عسکری(ع) را تبریک می گویم
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 9:47  توسط سید احمد حسینی
|
السلام عليكم يا اهل بيت النبوه از پیغمبر اکرم (ص) پرسیدند یا رسول الله خداوند جهان را در چند روز آفریده است ؟ فرمود بدانید که خداوند این عالم " منظومه شمسی " را در شش روز آفرید که روز یکشنبه شروع شده و روز جمعه خاتمه یافت. صلوات فراموش نشود
+ نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 9:36  توسط سید احمد حسینی
|
السلام عليكم يا اهل بيت النبوه روزی پیامبر بر جمعی گذشت که متفکر بودند فرمود درباره چه می اندیشید گفتند: درباره خالق. فرمود: درباره خالق فکر نکنید بلکه در مخلوق و خلق فکر کنید چون فکر شما احاطه به خالق ندارید فکر کنید در اینکه خداوند آسمانها،هفت طبقه و زمین را هفت طبقه خلق فرمود و زیر زمین را پانصد سال و زیر هر آسمان پانصد سال راه است و ما بین هر آسمان پانصد سال راه است و در آسمان هفتم دریای عمیقی است که در هر یک از آنها فرشتگانی نگهبان آن هستند که آب آن از دریا از ساق پای آنها تجاوز نکند.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 20:37  توسط سید احمد حسینی
|
السلام علیکم یا اهل بیت الرحمه و النبوه در روایت زمین را ( ادیم - بسیط- ثقیل-بطیح- متثاقله - ماسکه)گویند در حوادث زمین خداوند زمین را به هفت چیز وعده و تغییر و تحول و تبدیل فرموده است و هفت محل را به نام ارض در قرآن نام برده است : زینت زمین :
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 8:24  توسط سید احمد حسینی
|
السلام علیک یا ابا عبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنائک آسمانها عدد آنها هفت است
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 7:57  توسط سید احمد حسینی
السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک ایام سوگواری اباعبدالله و فرارسیدن شهادت امام سیدالساجدین (ع)تسلیت باد در تورات بنامهای ، دیناح – دیقا – رقیع – فیلون – طفطاف – سماق – اشحا قائل در روایت وهب منیه معروف بوده است و این اسامی برای مسمی در هر طبقه ای از طبقات آسمان هاست که علم آنرا جز خدا و برگزیدگان مخصوصش نمی دانند خداوند آسمان را به هشت چیز تشبیه فرموده و در قرآن نام برده است: التماس دعا
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 16:28  توسط سید احمد حسینی
|
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ابوالاسود دوئلى ، يكى از ياران خالص على عليه السلام و شيعيان پاك و مدافعان سرسخت و وفادار ولايت ، مى گويد:
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 7:27  توسط سید احمد حسینی
|
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله التماس دعا
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 15:25  توسط سید احمد حسینی
|
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه مطلب جالبی درباره آخرالزمان و انتظار در وبلاگ زیر دیدم http://amini114.blogfa.com/post-96.aspx التماس دعا
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 11:9  توسط سید احمد حسینی
|
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه سؤ ال : چرا خداوند متعال افراد بسيارى را آفريد كه مستحق آتش جهنم گردند؟ به نظر مى رسد مقصود استاد - مدظله - از بيان فوق ، حديث قدسى زير است كه خداوند سبحان مى فرمايد: لو لم يكن من خلقى فى الاءرض فيما بين المشرق و المغرب الا مؤ من واحد امام عادل ، لا ستغنيت بعبادتهما عن جميع ما خلقت من ارضى ، و لقامت سبع سماوات و اءرضين بهما، و لجعلت لهما من ايمانهما اءنسا لا يحتاجان الى اءنس سواهما. (اگر در روى زمين و ميان مشرق و مغرب ، به جز يك مؤ من و يك امام عادل نبود، من به عبادت آن دو از تمام آفريده هاى خود در زمين بى نياز بودم ، و آسمان و زمين هفتگانه به واسطه ى آن دو برپا بودند، و از ايمان آن دو انسى براى ايشان قرار دادم كه به هيچ كس ديگر (و يا: انس ديگر نياز نداشته باشند.) ر.ك : اصول كافى ، ج 2، ص 35 . نيز ر.ك : بحارالانوار، ج 64، ص 149؛ ج 72، ص 152؛ عدة الداعى ، ص 195؛ مجموعه ى ورام ، ج 2، ص 208، مشكاة الانوار، ص 284 و گزيده ى جواب اين است كه غرض از خلقت به آفريدن انبيا و اوصيا و اوليا و مؤ منان واقعى ، حاصل است ، و بقيه به اختيار خود، مستحق آتش جهنم گرديده اند. صلوات فراموش نشه التماس دعا
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 15:32  توسط سید احمد حسینی
|
السلام عليکم يا اهل بيت النبوه ورحمه الله و برکاته 1) بهترين کلمه براي تنظيم دريچه ميترال قلب کلمه « الله» است طبق بررسي و تحقيق پروفسور فادر هومن هلندي که سه سال روي اين کلمه تحقيق و بررسي کرده است به بيماران خود توصيه ميکند قبل و بعد از عمل اين کلمه را بسيار تکرار کنند. چون «الف» دهان را باز کرده و کربن (دي اکسيد کربن) از دهان خارج و ششها تخليه مي گردد «ل» زبان به کام دهان چسبيده و براي لحظه اي تنفس متوقف ميشود «ه» تلفظ اين حرف از ناحيه ناف صورت ميگيرد لازم به ذکر است که معني کلمه «الله» اين خواص را ندارد 2) تحقيقات نشان داده که قسمتهايي از بدن انسان منبع نور و انرژي هستند و در ساعاتي از روز از خود نور و انرژي ساطع ميکنند و اين نقاط دقيقا همان نقاطي است که موقع وضو شسته و مسح ميشوند و موقع سجده روي زمين قرار ميگيرند وقتي شما وضو ميگيريد اين منابع را فعال ميکنيد( وضو علي وضو نور علي نور) صلوات فراموش نشه التماس دعا
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 17:2  توسط سید احمد حسینی
|
السلام علیک یا صدیقه الشهیده در روايت آمده است كه وقتى سيدالشهدا - عليه السلام - را شهيد نمودند، خداوند متعالى به ملكى دستور داد كه ندا در دهد: ايتها الامة الظالمة القاتلة عترة نبيها، لا وفقكم الله تعالى لفطر و لا اءصحى (من لا يحضر الفقيه ، ج 2، ص 89؛ بحارالانوار، ج 45، ص 218؛ علل الشرائع ، ج 2، ص 389 ) اى امت ستمكارى كه نواده ى پيامبرتان را كشتيد، هرگز خداوند متعال شما را به عيد فطر و قربان موفق نگرداند! گويا اين دعا مصداق داشته باشد، لذا اگر چه در رؤ يت هلال ماه ، مبارك رمضان راه احتياط براى شيعه وجود دارد كه تا ثابت نشده روزه مى گيرند،ولى با احتياط، فطر واضحى درست نمى شود . در واقع اين روايت مى خواهد بگويد كه امام - عليه السلام - را نخواستيد، فطر و اضحى را مى خواهيد چه كار؟!ناقه اى (اشاره به جريان ناقه ى حضرت صالح - عليه السلام) براى شما فرستاديم ، خودتان نخواستيد و پى كرديد! ایام سوگواری فاطمه زهرا (س) بنده گنهکار هم دعا کنید
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 14:49  توسط سید احمد حسینی
|
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه درباره ى معرفت و اعتقاد به امام - عليه السلام - ادنى المعرفه كافى است . و آن اين است كه فقط معتقد باشيم كه او امام مفترض الطاعة (138)و وصى پيغمبر - صلى الله عليه و آله و سلم - است ولو اسم او - و اين كه مثلا او همان كسى است كه با معاويه و يا با مروان و طلحه جنگيد - را ندانيم . هم چنين دانستن ترتيب آن ها و اين كه امام چندم است ، لازم نيست . خدا كند آن چه را كه از ما مى خواهند انجام دهيم ، و آن چه را كه مى خواهند انجام ندهيم ، انجام ندهيم .(در محضر آيت الله بهجت) 138-ر.ك : فقيه ، ج 1، ص 584؛ وسائل الشيعه ، ج 14، ص 554؛ بحارالانوار، ج 99، ص 35 و ... صلوات فراموش نشه التماس دعا
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 9:34  توسط سید احمد حسینی
|
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه انجام طاعت و ترك معصيت به حسب ظاهر مشكل است ، و سلمان شدن مشكل ، بلكه كالمحال است ، و لذا غير از معصومين - عليهم السلام - همه به ترك طاعت و فعل معصيت مبتلا هستيم و معصوم بودن مثل اين كه نشدنى است ، ولى در افراد بشر، شمر هم بسيار است ؛ اما آيا چيزى هست كه مطلب (13) را آسان كند؟ (13 = انجام طاعت و ترك معصيت) صلوات با و عجل فرجهم التماس دعا
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 17:16  توسط سید احمد حسینی
|
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه مرتبه ى اول در اعتقاد به امامت ائمه - عليهم السلام - التزام قلبى به وصايت و خلافت ائمه اطهار - عليهم السلام - و سفارش رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم - به آن ها به نام هايشان و نام پدران بزرگوارشان ، و مرجعيت ايشان است ؛ و مرحله ى بعد التزام عملى به متابعت از آنان است ، نه اين كه نماز بخوانيم و آن ها و امامت آنان را قبول نداشته باشيم ، بلكه بايد بدانيم كه نماز را به ترتيب دستور آن ها انجام دهيم . صلوات فراموش نشه التماس دعا
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 10:42  توسط سید احمد حسینی
|
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه تو گناه را ترك كن، خدا خود تو را تربیت مىكند رجبعلى خیاط مىگوید: «در ایّام جوانى دخترى رعنا و زیبا از بستگان، دلباخته مَنْ شد و سرانجام در خانهاى خلوت مرا به دام انداخت، با خود گفتم: «رجبعلى! خدا مىتواند تو را خیلى امتحان كند، بیا یك بار تو خدا را امتحان كن! و از این حرام آماده و لذّت بخش به خاطر خدا صرف نظر كن. سپس به خداوند عرضه داشتم: «خدایا! من این گناه را براى تو ترك مىكنم، تو هم مرا براى خودت تربیت كن!» آن گاه یوسف گونه پا به فرار مىگذارد و نتیجه این ترك گناه، باز شدن دیده برزخى او مىشود؛ به گونهاى كه آنچه را كه دیگران نمىدیدند و نمىشنیدند، مىبیند و مىشنود و برخى اسرار براى او كشف مىشود. http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/MuslimEthics/TheElitesBehaviour/2008/1/29/59817.html صلوات فراموش نشه التماس دعا
+ نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 15:21  توسط سید احمد حسینی
|
السلام عليكم يا هل بيت النبوه كلام17 اميرالمومنين(نهج البلاغه) دشمنترين مردم در نزد خدا، دو كس باشند. يكى آنكه خداوند او را به حال خود رها كرده ، پس ، از راه راست منحرف گشته است ، به سخنان بدعت آميز دلبسته و مردم را به ضلالت فرا مى خواند. فريبى است براى كسى كه بدو فريفته شود. از راه هدايتى كه پيشينيانش به پيش پاى گشانده اند، رخ بر مى تابد و كسانى را كه در ايام حياتش يا پس از مرگش به او اقتدا مى كنند، گمراه مى سازد. بار خطاهاى ديگران بر دوش كشد و در گرو خطاى خود باشد. ديگرى ، كسى است كه كوله بار نادانى بر پشت گرفته و در ميان جماعت نادانان امت در تكاپوست . در ظلمت فتنه و فساد جولان دهد و، همانند كوران ، راه اصلاح و آشتى را نمى بيند. جمعى كه به ظاهر آدمى اند، او را دانشمند خوانند و حال آنكه در او دانشى نيست . آغاز كرده و گردآورده ، چيزى را كه اندكش از بسيارش بهتر است . خويشتن را از آبى گنده سيراب كرده و بسا چيزهاى بى فايدت كه در گنجينه خاطر خود نهان دارد. در ميان مردم به قضاوت نشست و بر عهده گرفت كه آنچه را كه ديگران در شناختش درمانده اند برايشان آشكار سازد. اگر با مشكل و مبهمى روياروى گردد، براى گشودن آن سخنانى بيهوده از راءى خويش مهيا كند، كه آن را كلامى قاطع پندارد و بر قامت آن جامه اى مى بافد، در سستى ، چونان تار عنكبوت . نداند راءيى كه داده صواب است يا خطا. اگر صواب باشد، بيمناك است كه مبادا خطا باشد. و اگر خطا باشد، اميد مى دارد كه آنچه گفته صواب باشد. نادانى است ، در عين نادانى ، دستخوش خبط و خطا، و با اين حال ، بر اشترى سوار است كه آن هم پيش پاى خود نبيند. هرگز در علمى حكم قطعى نراند. صلوات فراموش نشه التماس دعا
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 8:53  توسط سید احمد حسینی
|
السلام عليكم يا اهل بيت النبوه حضرت علی براى اين دو ويژگى اهل بيت(عليهم السلام) ـ مايه حيات بودن دانش، و سبب مرگ و نابودى نادانى بودن ـ نشانه وعلامت ذكر مى كند، تا مردم به حقيقت علم ودانش آنان رهنمون شوند. اين نشانه، حكمِ همراه با حكمت آنها وحلم ورزيدن در برخوردها، مى باشد كه حكم و امر و حكمت آن ها، از علم شان خبر مى دهد ـ در خطبه (239) به جاى حكم، حلم آمده ـ و حلم آن ها شما را به علم شان راه مى برد. زندگى و برخورد ائمه(عليه السلام)، چه در مقام حكم، و چه در زمان حلم ورزيدن، نمونه هايى از رهيابى به وسعت دانششان دارد. عمر در هفتاد مورد كه حضرت على(عليه السلام) او را از ظلم و جهالت رهاند، مى گويد: «لولا على لهلك عمر»( الغدير: ج 3، ص 97، طبع دار الكتاب بيروت. ]اين كلام را صاحب الغدير از 12 مأخذ اهل سنّت نقل مى كند[. «اگر على(عليه السلام) نبود، عمر هلاك شده بود». برخورد امام حسن(عليه السلام) از چنان وسعت وظرفيتى برخوردار است كه مرد شامى را وادار به اقرار به امامت او مى كند. «ابن ابى العوجاء» در برخورد با «مفضل» پس از آن كه وى، با برخورد تندش ادعا مى كند شاگرد جعفر بن محمد(عليهما السلام) است، از حلم و وسعت علم امام سخن مى گويد. سكوت ائمه(عليهم السلام)، از استوارى منطق و بيان آن ها حكايت دارد. سكوت آن ها بيان است و نگاه آن ها فرياد. انسان هاى داراى برهان قوى و روشِ جامع، با تأمل هستند. و سكوت آن ها، ما را به حكمت هاى بيان شان مى كشاند. ظاهر آن ها آيات و نشانه هايى است كه حق را مى نماياند. آن ها عبدِ رهيده از هر تعلقى هستند و هرگز با دين و ربّ مخالفتى ندارند. عصيان كه نمونه اى از پليدى است، از آن ها دور است. زيرا مخالفت با حق، يا از ناآگاهى است و يا از زياده طلبى; و امام چون از وسعت آگاهى برخوردار و ميراننده جهل مى باشد، جهل از او دور است، و چون از هر تعلقى به جز حق آزاد، از هر لذتى به غير ذكر حق بيزار است و زياده طلبى ندارد. اهل بيت(عليهم السلام) با دين مخالفت ندارند و از آن رو كه آگاه و آزادند، در دين هم، با هم اختلاف ندارند و همه نور واحد هستند. پايه ها و تكيه گاه دينند، و دين را از اختلاف حفظ مى كنند و مانع فرو ريختن و از هم پاشيدگى دين اند. ضامن انسجام و يك پارچگى دينند. آنان نه تنها اختلاف برانگيز نيستند، بلكه تنها كسانى اند كه در اختلافات و فتنه هاى تيره وتاريك، انسان ها به آن ها اعتماد مى كنند وبا آنان به امنيّت مى رسند. اهل قرآن با هيچ كس قرابتى ندارند و تنها با دين و رسول و قرآن هم سويند. آن ها مورد اعتمادند و از آن ها بايد هدايت و نجات را خواست، زيرا: «هُم وَلائج الاِعتِصام (شارحان نهج البلاغه «وليجه» را كه مفرد «ولائج» هست، به معناى پناهگاه گرفته اند، در حالى كه «وليجه»، به كسى مى گويند كه از اهل تو نباشد، ولى تو به او اعتماد كنى. خداوند در سوره توبه آيه (16) نهى مى كند از اين كه انسان غير از خدا و رسول و مؤمنان ـ آل بيت(عليهم السلام) ـ را «وليجه» قرار دهد) «آنان محرم اسرار و محل اعتمادند» صلوات فراموش نشه التماس دعا
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 9:12  توسط سید احمد حسینی
|
|
|