|
الان کجایی ، داری چیکار می کنی ، از کجا آدرست رو بپرسم؟ از کجا سراغت رو بگیرم ؟ ... دلم برات تنگ شده ، از کجا برات بگم ، خودت که از همه با خبری ، می دونی دل عاشقات برات پر پر می زنه ، می دونی عاشقات لحظه شماری می کنن تا تو بیای ، میدونی دوست دارن براشون از عشق حقیقی بگی تا اونا بیشتر عاشق بشن ، می دونی وقتی اسم تو را می شنوند یه آهی از ته دلشون می کشند ... می دونی دوست دارن چشماشونو ببندند و به تو فکر کنند ... می دونی دوست دارن باهات در دل کنند ... می دونی تو خلوت اشک میریزن و دعا می کنند که ای خدا ... اللهم عجل لولیک الفرج ... می دونی دوست دارن که همه جا از تو بگن ... می دونی جمعه ها آب و جارو می کنند ... عطر و گلاب می زنند ، که مولامون شاید امروز بیاد ... می دونی امید دارن که تا زنده اند تو میای ... دست ظالما از مظلوما کوتاه میشه ... می دونی دوست دارن خدا هر چه زودتر غم های دلت رو برداره ...آقا ما دوست داریم دستت رو ببوسیم ، اونو لمس کنیم ... میشه این سعادت نصیبمون بشه ... اشک شادی بریزیم که آقامون اومد ... آقامون اومد ... همون آقایی که هر کس اونو ببینه عاشقش میشه ... می دونی وقتی باهات درد دل میکنن ... دوست دارن صدات را با گوششون بشنوند... وقتی این جمعه نیومدی... به امید جمعه بعدی می مونند و میگن با خودشون انشاالله این جمعه می یاد آقامون... التماس دعا
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 3:42  توسط علیرضا امامی
|
|
|